زندگي فانوسي است لب درياي خيال آويزون مي توان آن را ديد و نه بيش روشن است اما به اندازه ي خويش زندگي تابلوئيست نيمه ي راه كه ز سر منزل مقصود خبر مي آرد كار او هشدار است گر مسافر رهش بيدار است زندگي تجربه ي تلخ فراوان دارد دو سه تا كوچه و پس كوچه و اندازه ي يك عمر بيابان دارد زندگي زندانيست كه بيشتر از زنداني زندان بان دارد زندگي دين بزرگيست كه بر گردن ماست
+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم مرداد 1385ساعت 3:1 توسط يه مسافر خسته |
| ||||||